

ما با تو که روبرو شدیم آقا جان
پیش تو بی آبرو شدیم اقا جان
خواندیم تو را و خودمان خوابیدیم
چوپان دروغگو شدیم آقا جان
نه شرم و حیا، نه عار داریم از تو
اما گله بی شمار داریم از تو
ما منتظر تو نیستیم آقاجان
تنها همه «انتظار» داریم از تو
ما را در سایت لا تخلف میعاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 15:43
وقتي ابرهاي تيره، چهره خورشيد را پوشانده و دشت و دَمَن از دست بوسي آفتاب محروم گرديده و سبزه و گل از دوري مِهر عالم تاب پژمرده است چاره چيست؟ زماني كه عصاره آفرينش و خلاصه خوبيها و آيينه زيباييها رخ در نقاب غيبت كشيده و جهانيان از فيض حضور او بي نصيب ماندهاند چه ميتوان كرد؟گلهاي باغ چشم به راهند تا سايه باغبان مهربان را بر سر خود ببينند و از دستان پر مهر او آب حيات بنوشند و دلهاي مشتاق، بي تاب چشمهاي اويند تا عنايت شور آفرين او را لمس كنند و اينجاست كه «انتظار» شكل ميگيرد. آري، همه منتظرند تا او بيايد و سبزي و نشاط را به ارمغان آورد.به راستي «انتظار» چه زيبا و شيرين است اگر زيبايي آن در نظر آيد و شيريني آن در كام دل، چشيده شود. لا تخلف میعاد...ما را در سایت لا تخلف میعاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 15:43

ظهور دست خداست
اما آن خدایی که ظهور به دست اوست با «دعا» راضی میشود
افسوس که شیعه هنوز از دعا برای فرج غافل است
لا تخلف میعاد...
ما را در سایت لا تخلف میعاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 15:43